ღღ❤★ Raha ★❤ღღ
بعد از سفري بي عشق از حادثه مي آيم يک قلب ترک خورده سوغات محبت بود من از تو چه سر بودم اي بي نفس کمرنگ درعشق تو فرسودم پايان قشنگي بود اي از غم من سرخوش شکم به يقين خشکيد محکوم عذابي تو در دايره ي تمديد لايق تر از اين بودم عشق تو حماقت بود
با شوق تو مي رفتم بي وسوسه مي آيم
پاداش دل ساده نيرنگ و خيانت بود
من حادثه ي روزم تو شب زده ي دل سنگ
خاکستر جا مانده از فاجعه ي ققنوس
اندوه شب سربي در با ور يک فانوس
مزد همه ي خوبيم افسوس دورنگي بو
يک عمر هدررفته تاوان رفاقت بود... نوشته شده در ساعت
توسط نگــــــــــــ ـار خــــــانومـــ| |
![]()
| قالب : پيچك |


